هرچه می کِشَند و می کِشیم از این "ادعا" است ... مدعیان خوبی هستیم در عرصه خیال و سرافکندگان بی هنری هستیم که در کارزار عمل اگر بزرگواریمان یاری کند، دستِ بالا، "شرم" عزیز ترین دارایی مان است.
خدا کند که بیدار نشوند شمشیرهای خفته در نیام هایمان که تضمینی بر حسینی بودنشان نیست و خاطر خواهی شان به شمرها گه گاه هوش از سر سرنیزه ها نیز می رباید؛ به نام حسین زیستن و به نان یزید ساختن ...!
مسیح کوه های "جبل عامل" 14 خرداد امسال هشتادمین سالگرد میلادش را در کهف غربت ریگزار های شمال آفریقا از سرگذراند ... محاسن اش باید دیگر کاملا سفید شده باشد ... و چه خوش حواریونی دارد این مسیح ... ! شرم مان باد ...!
نشسته ایم به امید کدامین سالگرد ؟! ...منتظر مانده ایم کدامین صیحه آسمانی دیوار غربت سی ساله امام محرومان را شکاف دهد؟! ... مدعی یان بزرگی هستیم، اما ، در عرصه عمل اثبات کرده ایم که کنار آمدن با شمر ها ساده تر از همراهی حسین است ... ایده پردازان رویاهای مدیریت جهانی شده ایم، حال آنکه از یاد برده ایم آنکه الفبای دین و هویت را یادمان داد در دستان آن شمری اسیر است که ما دست در دستانش گذاشته ایم.
امام موسی صدر فقط در زندان اسارت ژنرال معمر قذافی اسیر نیست ! قذاقی تنهاعروسکی است که زمینه را مهیا کرد. این ادعا های پوشالی من و تو است که 30 سال زنجیر بر پیکر مسیح محرومان افکند و دست در دستان قذافی، امام را در حصار بی توجهی و مظلومیت فرو برد ... شرممان باد ... همه ...
و الله علی رجعه لقادر ...
· چندی پیش یکی از دیپلمات های ایران را دیدم، با تاکید گفت لطفا برای سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در لبنان چیزی بنویسید و کاری بر روی این موضوع انجام دهید. لبخند تلخی بر لبانم نشست. به آن دوست عزیز گفتم حاضر هستید کمک کنید کاری جدید و تاثیر گذارتر انجام دهیم. گفت صد البته، شما بگویید چه کنیم. همان لحظه چیزی به ذهنم خطور کرد؛ گفتم : من مصاحبه ای از شما می گیرم به عنوان یک دیپلمات ایرانی و از شما می پرسم اگر شما امروز در همین لبنان ربوده شوید، انتظار دارید جمهوری اسلامی ایران چه گونه از شما پشتیبانی کند؟ آنوقت این انتظار شما را با واقعیت پرونده چهار دیپلمات ایرانی مقایسه خواهیم کرد؛ نتایج آن می تواند کمی تاثیر گذار باشد. لبخندی زد به این معنا که ما را از نان خوردن نیندازید ...
· به همت بالای حاج آقای زایری هفته پیش اولین جلسه رسمی ولی خصوصی گفتگوی اسلام و مسیحیت مون رو در کلیسای "سیده الحمایه" تو یکی از مناطق بسیار زیبا و خالص مسیحی بیروت برگزار کردیم. خیلی جالب بود ... خیلی ... بیش از ما جوانان مسیحی که شرکت کرده بودن از شدت حیرت از احادیث نبی اکرم در پوست خودشون نمی گنجیدن ! ده ها بار بعد از خوانده شدن احادیث نبی نازنین اسلام و امیر مومنین علی علیه السلام صدای Wow !!! از تمام جلسه بلند شد. ابتدا مراسم دعا خوانی برگزار شد که خیلی جالب بود. پس از آن سخنرانی آقای زایری برگزار شد، او هم دستش مریزاد، عالی جلسه را مدیریت کرد. سوال ها را با کمال انصاف و به دور از تعصب پاسخ داد. صراحت و انصاف کلام اش توجه همه را برانگیخته بود. بعد از سخنرانی هم هر یک از ما بر اساس علایق و تخصص هایمان با جمعی از مسیحیان شروع به صحبت کردیم که واقعا بخش جالبی بود، سوال هایشان را جواب دادیم و درباره فرهنگ اسلامی و ایرانی برایشان گفتیم. این ها به رغم اینکه در یک کشور و شهر کنار هم زندگی می کنند، مسلمان و مسیحی، هر دو متاسفانه کاملا از هم بی اطلاع اند ... کاملا ... سوالاتی که از ما پرسیده می شد در باره اسلام و مخصوصا مذهب نازنین تشیع آنقدر عجیب اما ساده بود که واقعا تعجب همه مان را برانگیخته بود ! فهمیدیم که چقدر این ها دور اند از اطلاعات اسلام و چقدر اطلاعاتی که به آن ها رسیده اشتباه است ... و چقدر مسولیت بر عهده ماست ... چقدر بار این مسولیت سنگینه ... ما چقدر وقت کم داریم ، چه قدر باید کار کنیم و ... برایمان دعا کنید ... برای درست کار کردنمان دعا کنید ...
· فقل سَلامٌ عَلیکُم کتب ربکم عَلى نفسِه الرّحمَة ... (الانعام 54)